محمد بن حسين رازي
18
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )
هميشه نهاده بودى و نه در سراء برگرفتى و نه در ضراء . ابناء السبيل از آن برگرفتندى . و خايفان پناه به وى بردندى . و ضفيرهاى وى همچون ضفيرهء اسماعيل بود . فخر وى بيشتر از همهء مفاخران بود و سبق او بر همه سابقان مقدم . و دنسات مادران او را چرگن نكرده بود . بل كه امهات وى جمله طاهرات و مطهرات بودند . هميشه اين نعت و صفت در ترقى بود به نطفهء نبى عليه السلام پاك و مطهر تا از عبد مناف به هاشم نقل كرد . واقدى مىگويد : چون خداى تعالى هاشم را خاص كرد به نور و برگزيد بر جملهء قريش ، ملايكه را گفت : ملايكهء من گواه باشيد كه من بندهء خود را پاك كردم از دنسات جملهء زمين . پس براندند نطفهء محمد صلى الله و عليه و آله در پشت ممزوج به لحم و دم وى . در روى وى نور ديدندى همچون بدر يا هلال ، چون كوكب درى در درخشيدن . نور وى بر هيچ گذر نكردى الا كه سجدهء وى كردى . و هيچ آدمى وى را نديدى الا كه روى با وى كردى . قبايل عرب جمله به وى آمدندى و وفود اخيار رحلت به وى كردندى . دختران پيش وى آوردندى و بر وى عرضه كردندى تا باشد كه وى زن كند قبول نكردى تا قيصر بن قسطنطين و هرقل بن هرقل هر يك ازين ملكان روم رسول فرستادند به هاشم كه به روم آى تا دختر به تو دهيم دخترى كه در روى زمين مثل آن نباشد . و همه را غرض ازين طلب نور رسول بود كه پيش ايشان نوشته بود در انجيل . و هاشم التفات بديشان نمىكرد ، و مىگفت : بدان خداى كه مرا تفضيل نهاد بر اهل زمان كه من زن نكنم الا پاكترين زنان عالم . و او بر آن حال مىبود تا در خواب به دو نمودند كه سلمى دختر عمرو بن لبيد بن خداش بن عدى بن النجار زن كن . هاشم او را زن كرد و او همچون خديجه بود در زمان رسول عليه الصلاة و السلام او را عقلى و حلمى و جمالى و مالى بسيار بود و خدم و حشم و مماليك . چون با وى جمع شد حامله گشت به عبد المطلب .